جنگ بررسی از مرجع روانی طبق کپی رایت ٬ درپیشبرد نگاه کاسبکارانه بین المللی ترامپ
جنگ فیزیکی امری کاملاشناخته شده است.که نیازبه توضیح وتفسیردراین مبحث ندارد٬ولی جنگ بررسی از مرجع روانی طبق کپی رایت دردیدگاه بسیاری ازمردم هنوزناشناخته است وماهیت پیچیده بودن این نوع جنگ مسیرناشناختگی آن را تداوم می دهد..
درموردتاریخ جنگ روانی می شودگفت که چنین مکانیزمی جزعی ازسیستم غریزی بشروپیرامون آن است ،که با بکاربردن قوانین ساده دردل همدیگروایجاد رعب و وحشت ازنابودی خودجلوگیری می کنند.می شوداین ادعا را داشت که جنگ روانی وجنگ فیزیکی مکمل هم هستندوبعنوان زیربناوسنجش زوایای ایجادجنگ فیزیکی ویا یک عمل بازدارنده ای ازایجادجنگ فیزیکی ایفای نقش می کند.
اما،درعصررشد ارتباطات و انتقال سریع اطلاعات واخبار٬جنگ روانی به نیرویی تبدیل شده است که می تواند برافکارواذهان تسلط داشته باشدوالبته تسط دارد..
امافضای جامعه ی جهانی امروزدچارنوعی بی ثباتی شده وبه سمت کشمکش ها به پیش می رودکه نقش پررنگ جنگ روانی رانمی توان نادیده گرفت٬پیشگام این حرکت واستفاده ازاین نوع جنگ ایالات متحده آمریکا ورئیس جمهورآن ترامپ است.
شایدتحلیل گران ومفسران رفتارهای خارج از عرف این روزهای دونالد ترامپ راعدم شناخت وی ازمفاهیم بین المللی ومناسبات جهانی ویاعدم اطلاع وکم اطلاعی ایشان ویاعدم بینش سیاسی اومی دانند.عده ای هم ازنظرروان شناسی متعادل نبودن شخصیتی ایشان را دلیل اینگونه رفتارها می دانند.
البته این دیدگاها هم می تواند درست باشد وهم نوعی سیاست و روشی جدیدباشدبرای به بازی گرفتن افکار عمومی که سیاستمداران آمریکایی جهت بدست آوردن منافع خود درسطح بین الملل درحال استفاده از آن هستند.
البته چنین تحلیلی می تواند درکنارسایرنظریات رایج قراربگیرد.به این دلیل که شاید ازنگاه دولت آمریکاهمیشه منافع با آرامش و رعایت هنجارها و قوانین بدست نمی آید.وآنها هرگاه دست به بی نظمی و بحران آفرینی درجهان داشته اند مدام تامین منافع رابعنوان یک اصل توجیحی بیان داشته اند.
آمریکا در ردیف اول جنگ٬˓ترور٬˓ بی نظمی های منطقه ای ˓٬تهدیدوخروج ازمعاهدات و کنوانسیونهای بین المللی و مواردی از این قبیل جزعی لاینفک ازسیاست های آمریکا هستند.چراکه ادامه حیات بعضی از کشورها برپایه چنین مواردی می چرخد.
اما طبق روحیه جمهوری خواهان وادبیات جنگ طلبانه آنهاعلت رفتارهای خاص ترامپ یامشی سیاسی جدید آمریکا می تواند درقالب موارد زیرباشد.
1-آمریکا بدنبال جنگ جدیدی درجهان است ،که این جنگ می تواند درهمین سطح (جنگ روانی با سیاست امتیازگیری)باقی بماند تا پایان دوره اول جمهوری خواهان به پایان برسد .
2-آمریکا ازترس به استقلال رسیدن اروپا وهمراهی نکردن آنها درتحولات آینده .ازآنجایی که اروپا همیشه تایید کننده و دنبال روی خوبی با آمریکا داشته ممکن است درآینده این همراهی صورت نگیرد.وآمریکا نیاز است خودی نشان دهد که این عمل راباخروج ازمعاهدات وکنوانسیونهای جهانی قصدنمایش دارد.
3-ایجادضعف درجامعه آمریکا.درهرصورت زمانی تفکرقدرت برتر وابرقدرت بودن آمریکا درجهان مطرح بود ولی درحال حاضر این تفکر دیگررنگ وبویی ندارد وشاید آمریکا به دنبال بازیابی چنین تفکری باشد.
4-مهارقدرت روسیه وقطب های جدید جهانی
5-نوعی فرافکنی جهت سرپوش گذاشتن شکست های آمریکا درجنگ های نیابتی مخصوصا نرسیدن به خاورمیانه موردنظرخودشان
اما با رویکرد جدید تحولات جهانی به ضررآمریکا ورژیم اسرائیل درجریان است .شاید با ایجاد جنگ روانی بتواند سرعت این تغییرات کم کند اما نمی تواند آنها را ازبین ببردولی آخرین گزینه آمریکا جنگ فیزیکی است اما ازآنجایی که آمریکا درجنگ های مستقیم ونیابتی دوران اخیربامشکلات جدی برخور داشته وشاید منافع مقطعی بدست آورده اما پیروز واقعی نبوده وازطرفی هم که شخص ترامپ چهره ای اقتصادی است بعید است بتواند جنگ جدیدی را اداره کندوبیشتر سیاست های آن به سمت ایجاد فضای تهدید ازطریق جنگ روانی وامتیازگیری است با این حال می شود گفت که ایجادجنگ روانی، هدفی است درپیشبرد نگاه کاسبکارانه بین المللی ترامپ.
مرتضی مهمدی کرتلایی
22مهر96
برچسب:
نویسنده: لیلا رستگار
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 21:42